بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،
ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.
داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون
ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با خوشی و ناخوشی زندگی
متداول ایرانیان است،
مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق
به بیان احساسات ایرانیان می پردازد.
موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،
احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در میانه به دنیا آمد.

پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را در میانه،
زادگاه پدر و مادرش گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرا به
روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون دبیرستان :
فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستان سنندج، و دبیرستان
آزادگان تهران پارس گذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامههای هنری می پرداخت.
در ۱۳۴۹ با حسن خیاطباشی آشنا میشود و همین ورود رسمی او به موسیقی
حرفهای است. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم به شهرت میرسد.
لازم به توضیح است که اولین نرانه مستقل او ترانه نبسته پیمان بوده است
از علی گزرسز
بعد از انقلاب داریوش نیز مانند اکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان،
از کشور خارج شد و در مهر ماه ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) به انگلستان و
به شهر برموس نقل مکان کرد و پس از دوسال اقامت
در آنجا به دعوت احمد محمودعازم آمریکا شد
داریوش در سالهای اخیر در خارج از ایران فعال بوده و در آمریکا "انگلستان،
آلمان، کانادا، و ژاپن کنسرتهایی اجرا کرده است.
او که خود مدتها گرفتاره اعتیاد بود . اعتیاد را ترک کرد و به عنوان
فعال ضد اعتیاد نیز فعالیت میکند و از همین رو به همراه جمع دیگری
مرکز بهبودی ایرانیان را تأسیس کرده است.
و با کمک شخصی بنام خشایار سایت بهبودی و بهبودی چت را تأسیس کرد
سپس بعدها با تأسیس بنیاد آینه و عضویت در عفو بین الملل بر
فعالیتهای اجتماعی خود افزود.
ترانهها
داریوش با سبک صدایی خاص طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.
شعرهای ترانههایش از شاعرانی مانند:
مولوی، حافظ، احمد شاملو، نادر نادر-پور، حسین منزوی و سیمین بهبهانی و
ترانهسرایانی همچون :
اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است.
وی با آهنگسازان بنامی چون :
جلیل و فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان ، حسن شماعی زاده و
بابک افشار همکاری داشته است.
از جمله ماندگارترین آثار داریوش میتوان به ترانههایی چون :
دستهای تو " چشم من " بوی خوب گندم " دیوار " خونه "و.... اشاره کرد.
کارهای داریوش شامل بیش از ۳۰۰ ترانه در ۳۰ آلبوم است.
وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوسآنجلس فاصله گرفته است
و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز اینترنت منتشر میکند.
درخشش داریوش در سینما ، .
داریوش با بازی در دو فیلم :
" فریاد زیر آب" و" یاران"
توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند
در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام
ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است
ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست
چون می دانم برای یک بار هم که شده ، آن فیلم را دیدید و می توانم حدس بزنم
که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید .
اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی
از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم
دردهای جامعه وعشق به کنار هم نمایش داده می شود .
داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای
خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند ، که باز هم هنر داریوش است
که من و توهارا را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند.
فعالیتهای سیاسی اجتماعی
داریوش در زمان سلطنت پهلوی به مخالفت با روش زمامداران حاکم بر ایران پرداخت
و به همین دلیل به زندان افتاد.
داریوش در روز سی شهریور ماه ۱۳۵۳ توسط ساواک دستگیر
و مدت ۹ ماه در زندان میماند، در همان روز روزنامه اطلاعات
عکسی از او به چاپ میرساند که پلیس مدعی شده بود
که او را به جرم مصرف ونگهداری ی مواد مخدر دستگیر کرده است
که آن مطلب دروغ محض بود وساواک او را به خاطر
اجرای ترانه های سیاسی اش به زندان انداخته بود .
وی در زمان حکومت پهلوی قصد خروج از کشور
داشت که با آن موافقت نشد. حمله به وی باعث شد تا برای معالجه به وی
اجازه خروج داده شود
وی در طی سالهای غربت همواره از پناهجویان ایرانی حمایت کرده است
و در تظاهراتهای حمایت از این افراد فعال بوده است.
و نیز با تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از معتادان برخاسته است.
داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند:
-- سعی کردم خودم باشم ، صادق باشم ،سعی کردم با مردم رو راست باشم ،
و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد.
اعتیاد:
پس از سالها اعتیاد وی سرانجام تصمیم به ترک میگیرد و به کمک
متخصصان موفق میشود اعتیاد را ترک کند.
اولین برنامه رسمی داریوش بنام آینه در رادیو AFN (میبدی) بود و
در سال 2003 با همکاری شخصی بنام خشایار سایت بهبودی را
که اولین وب سایت ایرانی برای کمک به معتادان و خانواده ها بود
را در سال 2003 راه اندازی کرد و سپس با همکاری دو پزشک بنیادی
به نام آینه تأسیس میکند تا به یاری معتادان برود. گفته میشود
از زمان تأسیس این بنیاد تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار نفر ترک اعتیاد کردهاند.
بعد از رادیو وی تصمیم به گسترش کار خود می گیرد و برنامه آینه را در
در همایشها و کنفرانسهای متعدد ترک اعتیاد ادامه داده است.
جوايز و افتخارات
جايزه سيمون و رونالد رايت بابت حمايت از حقوق اقليت سال ۲۰۰۵
نشان صلح در فستیوال فیلم، موسیقی و رسانههای تصویری بحرین
جایزه بینالمللی شر به خاطر فعالیت های پیوسته در ارتباط با اعتیاد و
معضلات اجتماعی
داریوش از زبان اردلان سرفراز
-- من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در
طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و
اشعار زخم دار آقایان ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام .
داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست ،
اعتبار ترانه هست ، ترانه بیدار و داریوش کسی هست که با صداش حقیقت
را به رخ می کشد ، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند
و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد.
داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از
صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد
و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و
داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است .
و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم ،
صدای او ، رفاقت او ، صداقت او ، در وجود و احساس من وجود داره
و صداش در گوشم می خونه و برایش آهنگی رو می سازم که در وجود
من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم
که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه.
جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید یک اساتید موسیقی
در موردش سخن بگویند ، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم
که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست .
داریوش صدایی بوده که در طول ۴۱ سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار
ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم ، آقای فرهاد شیوانی
#<< به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد >>#
که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی
در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند ،
در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را (داریوش) به بهترین
وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند
رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم
در کنار ما پای مردانه ایستاده . و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهداست

تصادف داریوش :
زمانی که ترانه بوی خوب گندم داریوش در تابستان سال ۱۳۵۳وارد بازار شد
در تاریخ ۲۰ مرداد سال ۱۳۵۳
در یک تصادف شدید که در جاده نیاوران تهران روی داد اتومبیل حامل داریوش
خواننده رادیو و محمود قربانی شوهر سابق گوگوش از جاده منحرف شد .
در این حادثه راننده اتومبیل که هویت او روشن نشده است کشته شد
و داریوش و شوهر سابق گوگوش و مرد و زنی مجروح شدند.جراحات داریوش نسبتا شدید است .
اتومبیل b.m.w به شماره 51559 تهران ص که به سرعت از جاده نیاوران می گذشت
در ابتدای دزاشیب از جاده منحرف شد . اتومبیل پس از تصادف با دکه روزنامه فروشی دزاشیب
با دیوارخانه ای برخورد کرد و متوقف شد . مجروحین توسط ماموران کلانتری تجریش تهران
به بیمارستان شهرام و رضا پهلوی منتقل شدند . جراحات داریوش از ناحیه دست و پا و صورت بود و چند
دندانش هم شکسته است .

دوران زندان داریوش:
داریوش در ۳۰ شهریور ۱۳۵۳ دستگیر و راهی زندان شد
داریوش به واسطه اجرای ترانه های بوی خوب گندم ، بن بست ، رهایی و..به
همراه شهیارقنبری ، ایرج جنتی عطایی و مسعود امینی به زندان اوین افتاده.
دستگیری داریوش از زبان خودش
اونموقع من اصلاً ا عتیاد نداشتم و طرف اين چيزا نمی رفتم.
ما يک گروهی بوديم که آهنگهامون دولت وقت رو به لرزه انداخته بود .
ايرج جنتی عطایی، اسفنديار منفردزاده و شهيار قنبری و اردلان سرفراز و مسعود امينی
و فريد زلاند هم زندان افتادن ولی اونها يک هفته تو زندان بودن
اما منو ۹ ماه انداختن زندان . علتش هم اين بود که آهنگهای
جنگل ، رهایی ، علی کنکوری ، بن بست و بوی خوب گندم رو خونده بودم
و ساواک مشکوک شده بود که توطئه ای در کاره .
اينجوری منو دستگير کردن و شماره انداختن گردنم و بردنم اوين.
اين زمانی بود که زندانيان سياسی رو می بردن اوين.
من ۶ ماه انفرادی بودم و ديگه داشت ميزد به سرم.
هنوزم که هنوزه وقتی که می خوابم ، مچاله می خوابم ، حالت جنينی.
و به بازجوهام هم گفتم که وقتی که من آواز می خوندم چشمامو می بستم
و تو يک عالم مخصوصی رو برای خودم تصور ميکردم. ولی شما اينو از من گرفتين
ولی به من نشون دادين که در چه مملکتی من دارم می خونم .
مملکتی که برای آواز خواندن ، آدمو ميندازن زندان
در۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۴ روزنامه دولتی کیهان تهران
با تیتر داریوش از زندان آزاد شد
خبر از آزادی او از زندان داده و بیان نموده که داریوش خواننده معروف که
به دلیل اعتیاد دستگیر شده بود آزاد شد !!!

ماجرای اسید پاشی به صورت داریوش

چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۵۶ هنگامی که داریوش خواننده رادیو تلویزیون سرگرم اجرای
برنامه در کاباره ای واقع در اتوبان تهران کرج بود ناگهان زنی از میان مشتریان کاباره
به طرف داریوش حمله برده و ظرف محتوی اسید را به سروروی داریوش می پاشد.
چند ساعت پس از وقوع این حادثه سرویس هنری و حوادث مجله به پیگیری این واقعه پرداخت.
چگونگی ماجرا..یکی از کارکنان کاباره خرم که داریوش در آن اجرای برنامه می نماید
و در شب حادثه در کنار سن حضور داشته است به خبرنگار ما گفت که در
حدود ساعت30 /11بعدازظهر چهارشنبه بود داریوش تازه بر روی سن آمده و دو ترانه اجرا کرده بود
سرگرم اجرای سومین ترانه (نفرین نامه) شد در این هنگام زنی که پشت یکی از میزهای
روبروی سن نشسته بود از جای خود بلند شد و با حرکت سریعی به روی سن آمد .
داریوش به عادت همیشگی خود که در هنگام اجرای ترانه هایش چشمان خود را می بندد
با چشمان بسته سرگرم اجرای ترانه اش بود و به همین خاطر متوجه حمله این زن به طرف خود نشد
در یک لحظه ما متوجه شدیم که این زن لیوان بزرگی را با محتویاتش به طرف داریوش پرتاب کرد .
داریوش فریاد زد سوختم سوختم و نقش بر سن کاباره شد. هجوم این زن و مدت زمانی
که از بلند شدن این خانم و رفتن وی روی سن کاباره به قدری سریع بود
که هیچ یک از ما و اعضای ارکستر داریوش موفق به ممانعت از اقدام وی نشدیم.
داریوش کت و شلوار مشکی به تن داشت
و همین موجب شد که از شدت تاثیر اسید
بر بدن وی بکاهد . ما با همکاری اعضای ارکستر داریوش وی را به بیمارستان رساندیم.
در این اثنا زنی که بروی داریوش اسید پاشیده بود کف سن کاباره نشسته بود .
در ساعت 12 شب چهارشنبه حدود نیم ساعت پس از وقوع این ماجرا مریم زنی
که به صورت داریوش اسید پاشیده بود توسط مامورین به پاسگاه ژاندارمری کن تحویل گردید .
مریم و راننده آژانس شب را تا ساعت 4 بعدازظهر روز پنجشنبه 27 مردادماه
در پاسگاه ژاندارمری کن گذراندندو مامورین ژاندارمری کن در این فاصله تحقیقات
مقدماتی خود را پیرامون چگونگی وقوع این حادثه به انجام رسانیدند.
داریوش در مورد چگونگی این ماجرا و رابطه اش با مریم چه می گوید
داریوش شنبه این هفته که حالش بهتر شده بود گفت : من وقتی بر روی سن
برنامه اجرا می کنم قادر نیستم به خوبی تماشاچیان برنامه ام و آنها را که پایین سن نشسته اند
ببینم چون اولا وقتی بروی سن می روم مسیولین نور و پروژکتور کاباره نور های
رنگارنگشان را بر روی چهره من تنظیم می کنند و به دلیل انعکاس نور در
چشم هایم به خوبی قادر نیستم پایین سن و تماشاچیان را ببینم و
دوما من همیشه عادت دارم موقع خواندن چشم هایم را ببندم . آن شب
پس از اینکه دو ترانه اجرا کردم و می خواستم سومین ترانه ام را بخوانم
که برای یک لحظه چشم هایم را باز کردم و متوجه شدم یک نفر به طرفم می آید .
فکر کردم یکی از تماشاچیان است که تقاضای ترانه مورد علاقه اش را دارد
اما همین طور به من نزدیک شد تا اینکه من متوجه لیوانی که در دستش بود شدم
و در یک لحظه بر روی قسمتی از صورت و سینه ام احساس سوزش شدید کردم .
چند نفر از اعضای ارکستر من به موقع خودشان را به این زن رسانیدند و
او را که می خواست باقیمانده اسید را بر روی من بپاشد گرفتند . من
بلافاصله به پشت صحنه رفتم و عده ای آب سرد زیادی روی تن و بدنم ریختند
و مقداری هم کره به نقاط سوخته شده بدنم مالیدند و بعد مرا به بیمارستان رسانیدند.
داریوش سپس می گوید من فکر می کنم این ماجرا توطیه ای علیه من بوده
و من نه حالا و نه هیچ وقت هیچ گونه آشنایی و ارتباطی با این زن نداشتم و واقعیت این است
که هر کجا من برنامه داشتم او هم می آید و البته یکی دو بار هم به من اظهار عشق کرده بود
و همیشه جواب من این بود که هرگز امکان ندارد رابطه ای میان من و او به وجود اید
و او باید به سر خانه و زندگیش برگردد و دلیل از هم پاشیده شدن
خانواده اش فقط و فقط خودخواهی های این زن بوده . تکلیف او هر طور که باشد
توسط قانون روشن خواهد شد و امیدوارم نتیجه این ماجرا برای دیگران عبرت امیز باشد .
مریم که اسم اصلی او ماه سلطان ش است 28 سال دارد و دارای 6 فرزند است
که کوچکترین آِنها سه ساله است و بزرگترینشان 15 ساله.

دکتر معالج:
پزشک معالج داریوش سوختگی داریوش را از نوع درجه 3 ذکر کرده
و وسعت سوختگی را زیاد می داند .

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
کاملا مشخص است که به دستور ساواک اینگونه صحنه سازی شده بود
که دلیل اسید پاشی به
صورت داریوش را یک ماجرای عشقی نشان دهند
او که خواننده بوده و کارش فقط خوانندگی است از طرف سیستم
خطر بالقوه تشخیص داده شود به شکلی که او را به زندان بیاندازند ،
طرح ترورش را عملی کنند ، بر صورتش اسید بپاشند ، او را ممنوع الخروج کنند و....
